خرید بک لینک
میدانید چیست؟ من دارم خود نسبتا جدیدی را تجربه میکنم و البته هنوز نمیدانم استحکام و امتداد آن تا کجا است! ولی همین که دیروز، کسی که عمر آشناییمان کمتر از سه ماه است، من ریسک ناپذیر محتاط را، دارای "ش

برچسب: نویسنده: اشکان رضاپور تاريخ: سه شنبه 27 خرداد 1399 ساعت: 7:31

بچه ۵ ساله به مادرش گفته بود: میدونم چیزی که سنگینه میاد پایین و چیزی که سبکه میره بالا. خدا خیلی قدرتمنده. پس سنگینه. ولی چرا اون بالا بالاهاست و نمیاد پایین؟!

برچسب: نویسنده: اشکان رضاپور تاريخ: سه شنبه 27 خرداد 1399 ساعت: 7:31

وزارت محترم علوم اعلام کرده است که حضور اساتید مرد در دانشگاههای تک جنسیتی هیچ محدودیتی ندارد؛ اما اساتید زن، اجازه تدریس در دانشگاههای تک جنسیتی پسرانه را ندارند!!!

برچسب: نویسنده: اشکان رضاپور تاريخ: جمعه 16 خرداد 1399 ساعت: 15:16

در کار من به عنوان یک مشاور کودک، چند چیز است که لبخند روی لبم می نشاند: ۱. وقتی جلسه آخر، والدین بچه ای که مدتی با او کار کرده ام، با چشمهایی که برق میزند، کلی تشکر و دعای خیر میکنند و من در برق چش

برچسب: نویسنده: اشکان رضاپور تاريخ: پنجشنبه 8 خرداد 1399 ساعت: 21:10

۱. در مورد تدریس مجازی، بی تفاوت شده ام؛ در واقع، دارم آن را به شکل یک وظیفه ناخوشایند تحمیلی انجام میدهم و به خودم میگویم مگر آدم همه کارهایش را با میل قلبی و از سر اختیار انجام میدهد؟! این هم یک کار

برچسب: نویسنده: اشکان رضاپور تاريخ: پنجشنبه 8 خرداد 1399 ساعت: 21:10

نمیدانم شما چقدر به چشم زخم اعتقاد دارید و کاری هم به این چیزها ندارم! در واقع کاری ندارم که اعتقاد دارید یا نه و دلایلتان چیست. چیزی که میخواهم بگویم این است که اگر معتقد به چشم زخم هستید، با جار زد

برچسب: نویسنده: اشکان رضاپور تاريخ: پنجشنبه 8 خرداد 1399 ساعت: 21:10

جهان قعرِ خوابِ بدی رفته است

به جای جهان هم تو احیاء بگیر



التماس دعا

برچسب: نویسنده: اشکان رضاپور تاريخ: پنجشنبه 8 خرداد 1399 ساعت: 21:10

الان دیگر حتی تخم دایناسور هم جواب نمیدهد! یعنی حتی ناخوشیهای آدم را هم چشم میزنید! درست یک شبانه روز بعد از این که در پستی نوشتم در مورد تدریس مجازی بی تفاوت شده ام، ناگهان یادم افتاد که فردا صبح وقت

برچسب: نویسنده: اشکان رضاپور تاريخ: پنجشنبه 8 خرداد 1399 ساعت: 21:10

۱. بیشتر از یک ساعت نشسته بود رو به رویم و در مورد زن سابقش، که او را عاشقانه دوست داشت، حرف میزد. چند بار تلاش کردم بحث را عوض کنم تا بتوانیم به موضوع اصلی جلسه، که کودکشان بود، بپردازیم. ولی او فقط

برچسب: نویسنده: اشکان رضاپور تاريخ: پنجشنبه 8 خرداد 1399 ساعت: 21:10

صبح با صدای ویبره پیامکی از خواب پریدم که به من میگفت یک قدم خیلی خیلی بزرگ، به دومین خواسته مهم زندگی ام نزدیک شده ام و تا شب از خوشی در پوستم نمیگنجیدم. شب تماسی داشتم که به من میگفت یک قدم بزرگ از

برچسب: نویسنده: اشکان رضاپور تاريخ: پنجشنبه 8 خرداد 1399 ساعت: 21:10

جوکر؟؟؟ تعریف جوکر را زیاد شنیده بودم. اما چیزی که من دانلود کردم یک فیلم کثیف نچسب بود که فقط به حرمت تعریفهایی که شنیده بودم و برای این که جوکر ندیده از دنیا نروم، تا آخرش را دیدم و بلافاصله آن را پ

برچسب: نویسنده: اشکان رضاپور تاريخ: پنجشنبه 8 خرداد 1399 ساعت: 21:10

دلم میخواد از اون متنهای پر شر و شوری که در سن ۱۳_۱۴سالگی تا ۲۱_۲۲ سالگی تو دفترای رنگارنگم مینوشتم بنویسم. از اونا که یواشکی بودن و از عمق وجودم فوران میکردن. از اونا که با نیت "فقط یکی دو جمله بنوی

برچسب: نویسنده: اشکان رضاپور تاريخ: پنجشنبه 8 خرداد 1399 ساعت: 21:10

صفحه بندی